سکونتگاهی برای همه

وعده شیرین به دانشجویان دکترا در دست‌انداز بروکراسی

منبع: تابناک
*****************************************************
حمایت مالی از دانشجویان دوره دکترا، ضرورتی است که در بسیاری از دانشگاه‌های دنیا مورد توجه قرار می‌گیرد. در واقع این اقدام برای آن صورت می‌پذیرد که دانشجویان دکترا، فکر و وقت خود را به جای تامین معیشت، برای پژوهش و تحقیق در زمینه تحصیلیشان و تدوین نتایج آن در قالب رساله متمرکز کنند، اما ضمن آن‌که از اوایل سال گذشته خبری با این مفهوم که قرار است در دانشگاه‌های کشورمان نیز چنین نظامی برقرار شود، منتشر شد و هرچند که حتی گرفتن چنین تصمیمی نیز خود اقدامی مبارک بود، اما وعده‌های داده شده تا به امروز محقق نشده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، همواره داشتن وقت کافی برای مطالعه و پژوهش و همچنین تدوین رساله پایان دوره دکتری و حتی کارشناسی ارشد دغدغه قاطبه دانشجویان این مقاطع در کشورمان بوده است.
در واقع جدای از دانشجویانی که از وضعیت مالی مناسب خانوادگی برخوردارند و آنها حاضر به تامین هزینه‌های زندگیشان در حد مطلوب برای تمرکز بر فعالیت‌های پژژوهشی و علمیشان هستند، دیگر دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی سالهاست که با چنین مشکل بزرگی دست و پنجه نرم می‌کنند.

این موضوع هنگامی حادتر می‌شود که دانشجویان این مقاطع تاهل اختیار کرده و جدای از هزینه‌های خود باید هزینه خانواده را نیز تامین کنند.
این گزارش می‌افزاید، هرچند مبلغ اعلام شده برای اختصاص به دانشجویان مقطع دکترا ـ 500 هزار تومان ـ حتی از میزان درآمد اعلام شده برای یک خانوار در خط فقر هم برای شهری مثل تهران، که البته بیشتر دانشجویان دکترا نیز در دانشگاه‌های این شهر تحصیل می‌کنند، پایین‌تر است اما در شرایط کنونی اختصاص چنین مبلغی می‌تواند حداقل از تعدد مشاغل دانشجویان این مقطع که عموما با دستمزدهایی پایین‌تر از استحقاق علمی و تحصیلیشان در دستگاه‌ها و نهادهای مختلف دولتی و خصوصی مشغول به کار می‌شوند، کاسته و امکان بیشتری برای آنها در جهت تمرکز بر موضوعات پژوهشی فراهم می‌کند.
در ادامه این گزارش اضافه می‌کند؛ متأسفانه در سالهای اخیر، مسأله «پرداخت حقوق به دانشجویان دکترا» به یک سوژه تبلیغاتی تبدیل شده و علی‌رغم تأکید بر آن در مقاطع مختلف و توسط مسئولان مختلف، هرگز اجرایی نشده است. در دو سال اخیر، بارها و بارها اخباری مبنی بر پرداخت حقوق به دانشجویان دکترا در رسانه‌ها منتشر شده است، اما هرگز نتیجه‌ای در بر نداشته است و حقوقی به دانشجویان دکترا پرداخت نشده است.
که بخشی از این اخبار را در ادامه مرور می‌کنیم:
فروردین 87:
پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 27 فروردین 1387: اعلام جزئیات پرداخت حقوق ماهیانه به دانشجویان دکتری از سال جاری
پرداخت حقوق به دانشجویان دکتری از مهر ماه هشتاد و هفت...
آبان 87:
سایت خبری تابناک، ۳۰ آبان ۱۳۸۷، کد خبر 26117 : پرداخت حقوق به دانشجویان دکترا
مشاور وزیر علوم و مدیر کل دفتر وزارتی اظهار داشت: بر اساس این مصوبه که در راستای جلوگیری از اشتغال به کار دانشجویان دکتری و کاهش طول دوره تحصیل اجرا می‌شود، ماهانه در حدود 500 هزار تومان کمک هزینه تحصیلی به این دانشجویان تخصیص می‌یابد.
آذرماه 87:
روزنامه ایران، شماره 4100 ، 25/9/87 : آیین‌نامه پرداخت و میزان حقوق دانشجویان دکترا ابلاغ شد
روزنامه سرمایه، شماره 906 ، دوشنبه 25 آذر 1387: میزان حقوق دانشجویان دکترا تعیین شد
خبرنامه آموزش عالی، سه شنبه 25/9/1387: آیین نامه پرداخت و میزان حقوق دانشجویان دکتری ابلاغ شد.

مدیرکل امور پژوهشی وزارت علوم از نهایی شدن آیین‌نامه حمایت مالی از دانشجویان دکترا خبر داد...
وی اضافه کرد: میزان این کمک هزینه که با هدف کمک به دانشجویان دکترا برای تامین بخشی از کمک هزینه زندگی شان پرداخت می­شود بین 60 تا 80 درصد حقوق مربی پایه یک یعنی بین 250 هزار تا 450 هزار تومان است.
اردیبهشت 88:
سایت خبری فردا، ۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۸، کدخبر: ۸۱۰۷۸ : دانشجویان دکتری به زودی حقوق می‌گیرند
وی اظهار داشت: سال آینده به طور حتم این اعتبار هزینه می‌شود و ممکن است قبل از سال تحصیلی آینده نیز در اختیار دانشجویان قرار گیرد...
مهرماه 88:
خبرگزاری ایسنا، دوشنبه 06 مهر 1388، کد خبر: 8807-00757 ، مدیر پژوهشی وزارت‌ علوم خبر داد: پرداخت ماهیانه 500 هزار تومان به دانشجویان دکتری از امسال، عدم اشتغال شرط دریافت کمک ‌هزینه
روزنامه جام جم، دوشنبه 06 مهر 1388، شماره خبر: 100918521802: دانشجویان دکتری ماهانه 500 هزار تومان می‌گیرند.
به گفته بختیاری، دانشجویان ورودی 87 از نیمسال اول تحصیلی و دانشجویان ورودی 88 از نیمسال دوم تحصیلی تحت پوشش این طرح قرار می‌گیرند.
 این خبرها تنها بخشی از وعده‌های اجرایی شدن یک تصمیم خوب بود که متاسفانه نحوه پیگیری‌ها برای اجرایش خود سبب ایجاد نوعی نارضایتی در میان دانشجویان مقطع دکتری شده است.
در همین باره یکی از دانشجویان دکترای مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت برای «تابناک» نوشته است: «متأسفانه پیگیری روند این اخبار، نتیجه‌ای جز یأس و بی‌اعتمادی ندارد و ما که هنوز هیچ چیزی ندیده‌ایم. به جای پیگیری امور سیاسی بی‌اساس لطفا روی این موضوع مانور دهید، بلکه دولت متوجه شود که دانشجو کسی نیست که هر بار با یک خبر بی‌پایه بتوان او را پی نخودسیاه فرستاد.»
گفتنی است، بنا بر پیگیری‌های «تابناک» از دانشجویان مشخص شد که تاکنون این وعده عملی نشده است. از نظر ما هرچند اراده دولت بر انجام این مهم قابل تقدیر و تحسین است اما به نظر می‌رسد سهل‌انگاری در پیگیری موضوع و اجرایی کردن آن خود به موضوع آزار دهنده‌ای برای این دانشجویان تبدیل شده است. از آنجا که هدف از انتشار این خبرف شفاف سازی و بیان واقعیت بوده است، «تابناک» آمادگی دارد دیدگاه مسئولان امر را در این زمینه بازتاب دهد.

   + محمدرضا منعام ; ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

وقتی تهران لرزدید .....

فکر می کنید وقتی امروز تهران لرزدید من و همسرم کجا بودیم؟ آن به کنار فکر می کنید داشتیم در مورد چه موضوعی بحث می کردیم؟

ما به شرکت های شهرهای جدید از ادارات وابسته به وزارت مسکن و شهرسازی در خیابان خدامی رفته بودیم و با آقای مهندس صفدری در مورد زیر ساخت های تاسیساتی در شهرهای جدید به خصوص شهر هشتگرد بحث می کردیم که تهران لرزید.

ولی فکرش هم انسان را می لرزاند که اگر 2 ریشتر ناقابل به ریشتر های این زمین لرزله افزوده می شد به غیر از کشته های لحظه ی اول چه تبعاتی در انتظار ما است؟ قطع تاسیسات زیر بنایی و حیاتی مانند آب، برق، تلفن و ... در مرحله بعد با ما چه می کند؟ جنوب شهر چه می شود و بافت فرسوده آیا دیگر قابل احیا است؟ ... و هزار سوال دیگر که شاید جستجو برای پاسخ به آن ها ما را به فکر چاره ای اساسی وادار کند.

فقط خدا به ما رحم کند.

 

   + محمدرضا منعام ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

بی مهری «مسکن مهر» با متقاضیان

"مسکن، چه واژه گران بهایی است؛ البته گران بها نه به خاطر افزایش قیمت آن، بلکه مسکن به عنوان مأوی و مأمنی که می تواند در کنار خانواده دقایق شیرین فراغت و استراحت بعد از یک روز شلوغ و پرکار را به وجود بیاورد." این پاراگراف ابتدای متنی است که در صفه نخست سایت مسکن مهر خود نمایی می کند.

مسکن مهر طرحی است که دولت نهم با افتخار و تبلیغات فراوان آنرا به عنوان طرحی ابتکاری برای حل معضل مسکن مطرح کرد. وزیر مسکن دولت نهم در تشریح این طرح اینگونه گفته بود که: «در اجاره 99 ساله دو طرف سهیم هستند. یکی دولت که سیاستگذار است و نه سازنده؛ طرف دوم مردمند. هر کسی زودتر برای حضور در این طرح اقدام کند در اولویت است. مردم باید در قالب تعاونی های مسکن در این طرح شرکت کنند. ما ترتیب ساخت مسکن را می دهیم. بسترسازیم، نه مسکن ساز. خانه دار شدن کار آسانی نیست. مردم باید بدانند، عجله کنند و زحمت بکشند تا از طریق این طرح خانه دار شوند.»
این طرح در سال 85 مطرح گردید و قرار بود طی آن با همکاری دو وزارتخانه تعاون و مسکن و شهرسازی، تامین مسکن اقشار کم درآمد مورد حمایت قرار گیرد.
در خصوص چگونگی این طرح عنوان می شد که با حذف زمین از سبد هزینه های ساخت مسکن، زمین به صورت اجاره 99 ساله در اختیار متقاضیان قرار خواهد گرفت و 50 درصد از هزینه آماده سازی زمین که شامل ایجاد زیرساختهای رفاهی مانند گاز، برق، تلفن، جدول کشی و آسفالت است نیز به صورت رایگان انجام می شود و مابقی هزینه ها نیز بر عهده متقاضی می باشد.
به نظر می رسید که این طرح مفید است و می تواند گام مثبتی در راستای خانه دار شدن زوج های جوانی بردارد که اجاره های بالا خانه  قسمتی زیادی از هزینه زندگی آنها را تشکیل می دهد. گذر زمان و عدم موفقیت این طرح اما مهر ناامیدی بر دل جوانان زد تا آنها با چشمی نگران سرنوشت مسکن مهر را به نظاره بنشینند.
دولت عنوان می کرد که در چارچوب طرح مسکن مهر می تواند سالانه 5/1 میلیون خانه تولید کند که قرار بود 1میلیون از این مقدار را بخش خصوصی بسازد و ساخت مابقی نیز بر عهده تعاونی ها بود.
با گذشت بیش از دوسال از شروع این طرح اما تاکنون مشخص نیست چه مقدار از این خانه هایی که قرار بود در قالب مسکن مهر به متقاضیان داده شود آماده گردیده است و هرآنگاه نیز که کسی از مسئولان در این خصوص آماری مطالبه می کرد آنها صرفا میزان زمین های واگذار شده را اعلام می کردند.
برخی از کارشناسان مسکن بر این عقیده اند که این طرح به بن بست خورده و مسکن مهر را شکست خورده می دانند و انصراف تعدادی از متقاضیان و آماده نشدن خانه ها را شاهد مثال می آورند. گفته می شود فقط در تهران نه هزار نفر از این طرح اعلام انصراف کرده اند و در بسیاری متقاضیان در شهرستان ها نیز  انصراف داده اند.
بسیاری دلیل اصلی عدم موفقیت این طرح را قرار گرفتن زمین های ارائه شدن در حاشیه شهرها می دانند چراکه اکثر این زمین ها در مناطقی قرار داشتند که از کمترین امکانات رفاهی برخوردار بوده و به خاطر مسافت زیاد عبور و مرور به شهرها نیز دشوار بود. گذشته از این مشکل عمده اما برخی مشکلات نیز در حین کار رخ نمایی کرد تا مسکن مهر با سرعتی بسیار پائین حرکت کند. 
روزنامه دنیای اقتصاد طی گزارشی مطرح می کند که تامین آب و برق برای کارگاه های ساختمانی این طرح یکی از مشکلات پیش روی تعاونی هایی است که در قالب مسکن مهر اقدام به ساخت و ساز کرده اند. 

فارغ از این مسئله همچنین عدم ‌آماده بودن کامل زمین‌هایی که به تعاونی‌ها تحویل داده می‌شود به عنوان مشکل دیگر عنوان می شود به ‌طوری‌که پیمانکار بعد از دریافت زمین باید کلی هزینه کند تا با انجام عملیات مسطح‌سازی و خاکبرداری، آنجا را برای شروع اولین مرحله ساخت آماده کند. این در حالی است که هر عضو تعاونی تنها یک میلیون تومان برای آماده‌سازی پول می‌دهد.
اکنون عنوان می شود که از میان چهار میلیون متقاضی طرح مسکن تنها 5/1 میلیون آنها واجد شرایط شناخته شده اند و مسکن مهری که هنوز پس از دو سال آماده نشده است به آنها تعلق می گیرد و مابقی از گردونه این طرح حذف شده اند و گفته می شود از میان 5/1 میلیون نفری که از سوی وزارت تعاون به وزارت مسکن معرفی شده اند تنها 50 درصد آنها موفق به دریافت زمین برای احداث واحد مسکونی شده اند.
 همچنین اعلام شده است که با توجه به رعایت الگوی مصرف در بخش ساختمان، ساخت واحدهای مسکونی طرح مسکن مهر به صورت 75 متری در نظر گرفته شده است.
به هر تقدیر دولت نهمی که مسکن مهر را به عنوان یکی از دستاوردهای خود معرفی می کرد و در تبلیغات انتخاباتی دور دهم نیز روی آن مانور فراوانی می داد موفق نشد این طرح را به سرانجام برساند و خانه ای به متقاضی ای تحویل دهد تا بار اصلی این طرح بر دوش دولت دهم و وزیر مسکن آن بیفتد.

در این راستا وزیر مسکن دولت دهم جلسه ای با 50 انبوه ساز ارشد کشور برگزار کرد تا از آنها چاره جویی کرده و راه هایی برای به سرانجام رساندن طرح مسکن مهر بیابد و امکان استفاده متقاضیان مسکن مهر از واحدهای تازه‌ساز داخل شهرها با شرایط و تسهیلات حمایتی یکی از این راهکار ها است.
گفته می شود مقامات وزارت مسکن در این طرح، دو هدف را دنبال می‌کنند که اولی ایجاد مسیر میان‌بر برای دسترسی سریع به «بازدهی مناسب» در مسکن مهر است و دومی کمک به انبو‌ه‌سازان برای فروش سریع و راحت واحدهایی است که طی یک‌ونیم سال گذشته به‌خاطر رکود مسکن، فروش نرفته‌اند. در این راستا 400‌هزار واحد مسکونی رسوب‌ شده در بازار با حذف قیمت عرضه از آنها، به متقاضیان مسکن مهر واگذار می‌شود.
بر اساس توافق جدید وزارت مسکن با تعاونی ها و انبوه سازان شیوه‌ ساخت و تامین مسکن مهر، به چهار حالت افزایش پیدا می‌کند و شیوه اول حضور مستقیم تعاونی‌ها در امر ساخت است که تاکنون در برخی از استان‌ها موفق نبوده است. شیوه دوم نیز واگذاری زمین به گروه‌های زیر 10‌نفر است که افراد خودشان ساخت را شروع کنند. البته این روش هم در همه استان‌ها جواب نمی‌دهد.
شیوه سوم که اواخر سال گذشته تصویب شد، استفاده از توان انبوه‌سازان است که البته از این به بعد با تغییراتی در آن، به صورت بهتر قرار است اجرا شود. 
گفته می شود در جلسه فوق مقرر شد که براساس تغییرات در شیوه سوم، توافق سه‌جانبه‌ای بین سازمان مسکن استان، انبوه‌ساز و بانک مسکن منعقد می‌شود و از طرف بانک، تسهیلات ساخت مستقیم به حساب انبوه‌ساز واریز می‌شود و او با اجازه سازمان مسکن استان، حق برداشت دارد تا مبادا تسهیلات در جایی غیراز مسکن مهر هزینه شود.در توافق‌نامه‌ای که بسته می‌شود، انبوه‌ساز صاحب صلاحیت باید متعهد شود در عرض یکسال، واحدها را ساخته و تحویل ‌دهد.
شیوه چهارم نیز امکان استفاده از واحد های مسکونی رسوب شده در شهرها است که پیشتر بدان اشاره شد.
به هر تقدیر طرح مسکن مهر در دولت نهم تبدیل به طرحی شکست خورده گردید تا منتقدان محمود احمدی نژاد از آن به عنوان یکی از پاشنه آشیل های او استفاده کنند و حال باید دید که آیا تغییرات صورت گرفته در این طرح از سوی تیم جدید وزارت مسکن قادر خواهد بود که موتور محرکه جدیدی ایجاد کرده و بر اساس وعده ها سالی 5/1 میلیون واحد مسکونی به متقاضیان تحویل دهد یا خیر.

منبع: فرارو

   + فرنازضرابیان ; ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

Terms of reference

Terms of reference, abbreviated as TOR, describe the purpose and structure of a project, committee, meeting, negotiation, etc. When used with regard to a project, they can also be known as a project charter.

Terms of reference should document how the scope will be defined, developed, and verified. They should also provide a documented basis for making future decisions and for confirming or developing a common understanding of the scope among stakeholders. In order to meet these criteria, success factors/risks and restraints should be fundamental keys.

Creating detailed terms of reference is critical, as they define the:

  • Vision, objectives, scope and deliverables (i.e. what has to be achieved)
  • Stakeholders, roles and responsibilities (i.e. who will take part in it)
  • Resource, financial and quality plans (i.e. how it will be achieved)
  • Work breakdown structure and schedule (i.e. when it will be achieved)

They should include:

  • Success factors/risks and restraints.

The terms of reference set out a road map. They give a clear path for the progression, by stating what needs to be achieved, by whom and when. There must then be a suite of deliverables which conform to the requirements, scope and constraints set out in this document.

***************************************************

reference:wikipedia

 

   + محمدرضا منعام ; ٢:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

شهر نگران آدم هایش نیست

منبع: روزنامه ایران

نویسنده: حسن فرامرزی

*****************************************************

آیا شهروند یک عدد همردیف مجموعه های بی روحی از صفر ساختمان ها، ایستگاه های مترو، بزرگراه ها، خیابان ها و خودروهای یک شهر است؟ اگر شهروندان بدیهی ترین عامل برپایی شهرها هستند، چرا احساس می کنیم شهر به جای شهروند نشسته است،
    به گونه ای که جسم و روح و ذهن او را همسو با مناسباتش می سازد و با پاک کن نامرئی اش شان شهروند را آنقدر پاک می کند تا فضاهای کالبدی بیشتر مجال ظهور و خودنمایی بیابند.
    وقتی در یک پیاده روی کوتاه 200 متری چهار بار مجبور می شوید به خیابان بروید و با خودروها مصاف کنید، چه حسی دارید؟ بار اول به خاطر خودرویی که در عرض پیاده رو متوقف شده است، بار دوم به خاطر نخاله ها و مصالح ساختمانی، بار سوم حفاری...
    اگر همان جا در پیاده رو بایستید و استدلال کنید من خودرو نیستم که به خیابان بروم، این حق من است که بتوانم در پیاده رو قدم بزنم، فکر می کنید چقدر طول می کشد این موانع از سر راه شما برداشته شود؟ اصلاً شهروندان چه فکری درباره شما می کنند؟ شگفت آن که گاهی در تهران اصلاً پیاده رویی وجود ندارد و در خانه با چند سانتیمتر ارفاق به خیابان باز می شود، یعنی اگر کسی از خانه اش بیرون آمد، حتماً باید خودرویی داشته باشد وگرنه بدون سپر آهنی هر آن احتمال حادثه می رود.
    
    
    ▪ ما چه حقی داریم که منظرهای شهری را ببندیم؟
    یکی از جدی ترین معضلات حقوق شهروندی در کلانشهرها بویژه تهران در بسته شدن منظرها و محروم کردن شهروندان از حق برخورداری چشم اندازهای شهری است.
    چند روز پیش برای عیادت از بیماری به طبقه یازدهم بیمارستانی رفته بودم. ظاهراً به خاطر مصلحت های پزشکی و بهداشتی به ما اجازه ندادند دسته گلی به اتاق ایشان ببریم. پنجره اتاق بیمار مشرف به شمال تهران بود، اما کاش اصلاً پنجره ای وجود نداشت، چرا که چیزی جز مکعب مستطیل های کوچک و بزرگ که مثل قارچ از دل زمین بیرون آمده بود، دیده نمی شود. وقتی خودم را جای آن بیمار بدحال گذاشتم که قرار بود به خاطر پیوند کلیه و ترمیم شکستگی استخوانی سه ماه در بیمارستان بستری شود، احساس خفگی کردم.
    مدیر گروه شهرسازی و استادیار برنامه ریزی شهری و منطقه ای دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهیدبهشتی تهران در این باره می گوید: ما پیش از آن که تصمیمات کلانشهری را به مرحله عمل دربیاوریم برآوردی از آثار و نتایج آن نداریم. ما می گوییم در فلان منطقه شهر یک برج 30 طبقه ساخته شود اما نمی گوییم آثار و تبعات ساخت این برج بر شهر چیست؟ امروز یک برج 30 طبقه، فردا برج 40 طبقه، پس فردا برج 50 طبقه، قطاری از برج های کوچک و بزرگ راه می اندازیم و آخر سر هم چشم باز می کنیم می بینیم با همین برج ها تمام منظر البرز زیبا را بسته ایم، در حالی که این منظر حق شهروندی مردم است، همچنان که حظ از دریا و کوه. ما چه حقی داریم که این منظر را ببندیم. مهندس سیاوش انصاری نیا می افزاید: شما در جاهای دیگر دنیا وقتی می خواهید یک کلبه کوچک بسازید همسایه ها باید با شما موافقت کنند، البته زمین متعلق به شما است اما حق ندارید هر چیزی که دلتان خواست در آن زمین بسازید، برای این که آنچه شما می سازید در زندگی مردم تاثیر می گذارد و ممکن است حقوق آنها را ضایع کند.
    وی می گوید: حق یک شهروند است که به تناوب از شهر فاصله بگیرد و فضای باز موجود در طبیعت را تجربه کند اما این به آن معنا نیست که ما هرگز نمی توانیم حس خوشایندی را در شهر تجربه کنیم. البته این اتفاق به شرطی می افتد که شهر صرفاً در فضاهای بسته خلاصه نشود و شهروند بتواند به تسلسل در فضاهای باز قرار گیرد.
    
    
    ▪ شما در بلعیدن دود خودرو دیگران مقدم ترید
    آیا وقتی خودرویی با دود مربوطه اش در شهر حرکت می کند به این می اندیشد که دود اگزوز به نسبت عادلانه و به میزان بهره مندی از خودرو شخصی بین ریه های شهروندان تقسیم شود؟ آیا لحظه ای درنگ می کند که شهروند منتظر اتوبوسی در ترافیک صبحگاهی سهمی در به وجود آوردن آن دود دارد که اکنون در بلعیدن آن مقدم باشد؟
    مهندس انصاری نیا بحث را این گونه ادامه می دهد: شما می دانید قیمت خیابان یا بزرگراهی که برای خودروها در تهران ساخته می شود چقدر است؟ منابع ساخت این خیابان ها و بزرگراه ها از کجا تامین می شود؟ آیا فقط کسانی که سوار خودروها هستند این هزینه را می پردازند یا همه مردم؟ یا نه منابع نفتی را می فروشیم و بزرگراه می سازیم!
    وی می گوید: «چهار سال پیش طبق محاسباتی که انجام دادم متوجه شدم هر اتومبیل سالانه نزدیک به یک میلیون و 160 هزار تومان هزینه عمومی ایجاد می کند، حال شما به این فکر کنید که 2 میلیون اتومبیل در تهران وجود دارد و شما به عنوان دارنده خودرو این هزینه هنگفت را پرداخت می کنید، درواقع کل جامعه متحمل این هزینه ها است و باید از طریق مالیات، عوارض و منابع نفتی تامین شود.»
    به واقع اتفاق ساده اما بسیار تلخی که حداقل بخشی از حقوق شهروندان را ضایع می کند این است؛ آنهایی که صاحب خودرو نیستند و عمدتاً درآمدی پائین هم دارند بخشی از هزینه های صاحبان خودرو را متحمل می شوند بدون آن که ذره ای در مالکیت یا بهره برداری از آن سهیم باشند.
    
    
    ▪ جرم آنقدر تقسیم می شود که صفر شود
    با وجود قوانین مدون برای نظارت بر ساخت و سازهای شهری و تامین استانداردهای لازم، متاسفانه شهروندان هنوز با گرفتاری های زیادی در این زمینه مواجهند.
    نگاه جریمه محور شهرداری تهران و مماشات با برخی از تخلفات ساختمانی که بارها در اعتراض های اعضای شورای شهر تهران آمده است تنها یکی از حلقه های سلب کننده امنیت جانی مردم در فضای کالبدی شهر است. شاید یکی از مهمترین حلقه ها در این زمینه شتاب حاکم بر توسعه شهر و روابط اداری، سازمانی و گسیختگی در تعامل نهادهای مرتبط با همدیگر باشد.
    مهندس داریوش سعیدی، کارشناس مسائل شهری معتقد است: «آنچه که موجب شد تهران یک میلیون نفری با جوی های پرآب و چنارهای تنومند و کوچه های باریک و پرسایه تبدیل به ابرشهری با 13 میلیون نفر جمعیت شود ارزشی است که از ذخایر نفت حاصل شده و تمرکز قدرت و ثروت ناشی از آن در تهران موجب این گسترش پرشتاب و بی رویه شده است. با وجود چنین شتابی، اهدافی چون توسعه پایدار، حفاظت از محیط زیست و فردایی بهتر در زیر آوار بحران ها گم می شوند ولی جامعه همچنان پرشتاب به حرکت خود از بحرانی به بحران دیگر ادامه می دهد.»
    اما هفته پیش خبر تلخی در صفحه حوادث روزنامه به چاپ رسید که خود به تنهایی می تواند موید تضییع حقوق شهروندی در حوزه ساخت و ساز باشد.
    ماجرا از این قرار بود که دو شهروند تهرانی به همراه فرزندان خردسال خود هنگام عبور از پیاده رو بودند که به یکباره سقف بالکن مغازه ای در همان حوالی فرو می ریزد و یک زن و دو کودک در آوار سقف فروریخته صدمه می بینند و بلافاصله به بیمارستان منتقل می شوند. در ادامه پزشکان به خاطر شدت جراحت، متاسفانه مجبور به قطع پای یکی از کودکان می شوند.
    هدف ما از آوردن این مثال تحریک عواطف و احساسات نیست که اگر بود می توانستیم ساعت ها و سطرها درباره اندوه این خانواده سخن بگوییم اما این مثال در دسترس ترین اتفاق عینی و شاهدی بر فرافکنی دستگاه ها و اشخاص مسئول در این زمینه است.
    وقتی قرار است مقصر و متهم قطع شدن پای آن شهروند کوچک را پیدا کنیم همان داستان های همیشگی تکرار می شود که سرانجام و پایانی جز کهنه کردن تعمدی حادثه و فراموشی ندارد. از طرف دیگر نهادهای نظارتی و اجرایی ازجمله شهرداری در این حادثه استدلال های خود را دارند، صاحب مغازه همین طور، مهندس، مجری، پیمانکار، سازنده مصالح و بنای آن مغازه هر کدام با یک منطق جلو می آیند و مسئولیت را از دوش خود ساقط می کنند، به این ترتیب همه چیز ختم به قضا و قدر می شود.
    
    
    ▪ دستنبد تکه تکه شده برای متهم انتزاعی
    اما تامین حقوق شهروندی آنجا بغرنج تر می شود که متهم فیزیکی به گونه ای که بتوان پای او را به میز محاکمه کشاند عملاً وجود ندارد، متهم آزادانه در شهر می چرخد و هر روز قربانی می گیرد، دستبندی هم که قرار است با آن به دام بیفتد تکه تکه شده و هر تکه به یک سازمان و اداره و نهاد مسئول داده شده است، این نهادها هم لحظه ای که باید در برابر مسئولیت خود پاسخگو باشند گوشزد می کنند که آنها فقط بخشی از یک دستبند را دارند و با آن نمی توانند کاری از پیش ببرند.
    شاید آلودگی هوای تهران و کلان شهرهای دیگر نمونه ای آشکار از این اتفاق باشد. چند روز پیش اعلام شد تهران در شش ماه گذشته فقط شش روز هوای پاک را تجربه کرده است. آلودگی هوای تهران هر ساله هزاران نفر از شهروندان را به کام مرگ می کشاند یا آنها را با کلکسیونی از بیماریها روبه رو می کند، در حالی که حق آنها است از عمر طبیعی و موهبت زندگی بهره مند شوند.
    اما کدام وکیلی می تواند یقه آلودگی هوای تهران را بگیرد و او را به جرم قتل عمدی موکلش به پای میز محاکمه بکشاند؟ ماهیت متهم آنقدر انتزاعی است که در هیچ کتاب قانونی نمی توان او را در جایگاه متهم و مجرم قرار داد. شاید این مسئله به خاطر این باشد که نظام کیفری در همه جای دنیا به جرم وجنایت، نگاه فیزیکی دارد و خود را درگیر هزارتوهای گیج کننده نمی کند. حتماً باید گلوله ای یا دشنه ای به تن کسی بخورد تا شاخک های نظام کیفر و جزا تکان بخورد. از طرف دیگر مناسبات شهری به قدری پیچیده است که قتل های خاموش یا نامرئی را به دور از تعاریف معمول نظام کیفری شکل می دهد.
    شهروندی سابقه ناراحتی قلبی دارد، در ترافیک شهر روان و ذهنش به هم می ریزد، دچار حمله قلبی می شود و بعد هم مهر فوت بر شناسنامه اش می خورد، به همین سادگی، آب از آب تکان نمی خورد، کسی هم دنبال متهم و قاتل و مقتول نمی گردد، در حالی که به واقع فرد قربانی مناسبات، فضاها و روابط غلط شهری شده است.
    
    
    ▪ وقتی شهروندان حقوق شهروندی را نقض می کنند
    یکی از مولفه های تاثیرگذار در تامین حقوق شهروندی، آموزش این حقوق به شهروندان و آگاهی بخشیدن به افراد برای پیگیری حقوقشان است. متاسفانه ما هنوز به مفهوم کامل و جامعی از شهروندی نرسیده ایم و بیشتر در کالبد فیزیکی و نه روابط شکل یافته شهروندی سیر می کنیم. البته تامین حقوق شهروندی دشواری ها و موانع زمانی، فرهنگی و اقتصادی- اجتماعی دارد، از طرف دیگر جامعه شبکه ای از تضاد منافع است. دود غلیظ اگزوز یک مینی بوس فرسوده در تهران اگرچه برای ما آزاردهنده است اما این دود برای راننده مینی بوس رایحه نان و خالی نماندن سفره را می دهد.
    اما اگر به اطراف خود نگاهی بیندازیم متوجه نقض های حقوق شهروندی از سوی شهروندان خواهیم بود. صحنه ای از تصادف دو خودرو را در نظر بگیرید. در این صحنه آنچه بیش از همه برای صاحبان خودرو اهمیت دارد انداختن تقصیر به گردن دیگری است و آنچه اصلاً به ذهن آنها خطور نمی کند جمع کردن خرده شیشه های ناشی از تصادف است.
    در واقع این وظیفه عمداً یا سهواً به عهده خودروهای دیگر گذاشته می شود که چرخ هایشان باید نقش جارو را هم ایفا کنند تا خرده شیشه ها بین چرخ خودروها تقسیم شود. سنین کودکی و نوجوانی بهترین سالها برای نهادینه سازی حقوق شهروندی در ذهن افراد جامعه است و جا دارد آموزش و پرورش درکتاب های درسی جایگاهی در خور برای این موضوع درنظر بگیرد.

   + محمدرضا منعام ; ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

اقدام عجیب شهرداری یک منطقه؛پارک جومونگ!+ تکمیلی

شهرداری منطقه هفت تهران در اقدامی عجیب و غیرقابل توجیه یکی از بوستانهای محلات خود در خیابان سهروردی را به نام "جومونگ" شخصیت افسانه ای یکی از سریالهای پربیننده تلویزیون نامگذاری کرد.
به گزارش البرز این نامگذاری غیرمتعارف در حالی انجام شده است که اسامی اسطوره ای ایرانی همچنان در گنجینه ها خاک می خورند و تنها وقتی کشورهای عربی نام این بزرگواران را به نفع خود ضبط می کنند هیاهوی کم رمقی در مجامع فرهنگی شکل می گیرید.
دراین حال دهها شخصیت حقیقی - و نه ساخته و پرداخته ذهن نویسندگان کره ای - در تاریخ ایران وجود دارند که فداکاری ها و شجاعتهای انها به تنهایی چندین برابر امثال جومونگ است.

منبع: تابناک

-----------------------------------------------------------------

اخبار تکمیلی:

بوستان جومونگ وجود خارجی ندارد

      ما برای دقایقی تابلوی جعلی را مقابل یک پارک نصب کردیم تا برای «همشهری زندگی» دوربین مخفی بگیریم، اما تبدیل به جنجال خبری شد!

 

جایی به اسم «بوستان جومونگ» در تهران وجود خارجی ندارد.
ظهر روز شنبه 11 مهرماه برای تهیه گزارش دوربین مخفی ویژه‌نامه «همشهری زندگی» که درباره نام‌گذاری خیابان‌ها و پارک‌ها بود، برای دقایقی از مردم خواستیم نظرشان را درباره «بوستان جومونگ» بگویند و برای این کار، تابلویی با آن اسم را ساختیم.
تابلوی «بوستان جومونگ» تنها برای 20 دقیقه در معرض دید شهروندان بود، اما به دنبال تماس‌های مکرر مردم با سامانه 137 برای اعتراض به این نامگذاری، تیمی از شهرداری منطقه 7 تهران به «بوستان مادر» در تقاطع خیابان مطهری و سهروردی که تابلوی آن را دستکاری کرده بودیم، اعزام شدند تا ماجرا را پیگیری کنند.
کسی تصور نمی‌کرد در کمتر از نیم ساعت «بوستان جومونگ» تبدیل به جنجال و جریانی علیه شهرداری تهران شود. همچنین بر خلاف آن که گفته می‌شود سریال کره‌ای جومونگ در ایران طرفداران زیادی دارد و بازیگر آن نقش نیز اخیرا با بودجه‌ای چند میلیارد تومان به ایران سفر کرد، اما واکنش مردم اثبات کرد که آن‌ها از سر ناچاری و برای گذراندن وقت خود به تماشای چنین سریال‌های سطح پایینی تن می‌دهند و آن را عمیقا دوست ندارند.
امروز عکس آماتوری «بوستان جومونگ» قلابی، با استقبال برخی سایت‌های خبری و جنجال‌سازی علیه شهرداری تهران همراه شد در حالی که سفر با هزینه میلیاردی بازیگر نقش جومونگ به ایران، این چنین مورد توجه قرار نگرفت.

   + فرنازضرابیان ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

وضعیت بازار کار در ایران

بر حسب تجربه و شناختی که از محیط کار در عالم شهرسازی و معماری در ایران به دست آوردم لازم دانستم این نوشتار را بنویسم زیرا بازشناسی علت این وضع شاید به ما در برون رفت از این حال کمک نماید.

با توجه به این مطلب لازم می دانم موضوعات را در چند دسته تقسیم کنم:

1-     کار در نهاد های دولتی

شدیدا وابسته به داشتن رابطه (پارتی) و وابستگی به طیف دولت روی کار است اصولگرا و اصلاح طلب هم فرقی ندارد هر کدام باشد باید آن رنگی باشی. داشتن کمی تجربه هم بد نیست شاید در مواقعی به کار آید.در این میان عدم وجود قانونی ثابت از دیگر نکات است.از جمله به آزمون شهرداریها می توان اشاره کرد که بعد از کلی کش و قوس که قرار شده این آزمون در ماه های آینده برگزار شود معلوم می شود شهرداری تهران زیر بار آن نرفته و به صورت جداگانه عمل می کند.!!!

2-     کار در شرکت های مشاور

این هم که عالمی دارد هر چه ساعت کمتری بگیرید و بیشتر در هفته در خدمت باشید شما را بیشتر می خواهد البته اگر بخواهند زیرا شروع به کار شدیدا نیاز به معرف دارد( البته بعضی اوقات معرف حکم دک کردن شما را دارد) . در اکثر مواقع وقتی به یک مشاور مراجعه می نمایید با یک منشی سرو زبان دار برخورد می کنید که بسیار مودبانه و  در کمال احترام با دادن یک فرم از شما یک رزومه می گیرد و امید زیادی می دهد که حتما بعد از بررسی توسط تیم متخصص با شما تماس میگیرند( بنشین تا بگیرند)

3-     تعریف پروژه یا تاسیس شرکت

این یکی که پر طرفدارترین روش در میان جویندگان کار است و در ایران بسیار پر کاربرد .در مرحله اول با هزار دردسر شما یک پروژه پیدا می کنید که سرش به تنش می ارزد ، حالا مرحله دوم تاسیس یک شرکت مشاور دست چندم است زیرا این کار باید با یک مشاور قرارداد بسته شود و این می شود این همه مشاور که ....

این متن رو نوشتم که شاید تلنگری باشد برای خودم ، برای شما ، برای مدیران کشور  البته قبول دارم شاید در مواردی استثنا هم باشد ولی چند تا؟؟!!

 

   + محمدرضا منعام ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

انتشار کتاب از محمدرضا شیرازی

محمدرضا شیرازی در آخرین پست خود در وبلاگش خبر از ترجمه کتابی با عنوان "روح مکان، به سوی پدیدارشناسی معماری" داده است او در مقدمه کتاب اینگونه نوشته است:

بی شک کریستین ـ نوربرگ شولتز یکی از برجسته ترین چهره های پدیدارشناسی در معماری است که تأثیری ژرف بر بسط و گسترش این گفتمان داشته است. وی معتقد است که توجه اش به وجوه کیفی نظریه ی معماری به کتاب "نیات معماری" (1963) باز می گردد که در آن بیشتر متمرکز بر روانشناسی اگون برونشویک

Egon Brunswik)) و مباحث جامعه شناختی بوده است. اما وی پس از آشنایی با کتاب "انسان و فضا" ی اوتو فردریش بولنوو(1963) و بالاخص توجه به مفهوم جاستی (دازاین) هایدگر در می یابد که پدیدارشناسی «روشی است کاملا مناسب جهت نفوذ در جهان روزمره، چراکه معماری به واقع در خدمت کلیت است، کلیتی که اصطلاح "زیست ـ جهان" متضمن آن است و از فرایند علمی دوری می گزیند» (Norberg-Schulz, 2000, p.15).

ارائه ی درکی درست و جامع از پدیدارشناسی مورد نظر نوربرگ ـ شولتز جز با مطالعه ی گسترده ی آرای او که در کتب و مقالات متعدد بیان شده اند میسر نیست. به گمان وی، پدیدارشناسی یک روش است و نه نوعی از فلسفه، راه و روشی که بر آن است تا ساختارها و معانی جهان ِ زندگی را فراچنگ آورد. پدیدارشناسی «بر آن نیست تا جایگزین علوم طبیعی گردد، بلکه جایگزین روابط و کل اصول و معیارهایی می گردد که آن علوم بیان می کنند» (Ibid., p.21). به نظر وی رویکرد علمی به "چیزها" آنها را از زمینه ی واقعی شان برمیکند و به آنان چونان اموری "سنجش پذیر" توجه دارد. وی می گوید: «پدیدارشناسی نقطه ی عزیمت خود را شعار هوسرل مبنی بر "به سوی خود چیزها" و نیز تأکید وی که علم مدرن نتوانست به فهم ما از "زیست جهان عینی" کمک کند قرار می دهد» .(Norberg-Schulz, 1985, p.16) به واقع زیست ـ جهان، جهان ِ چیزهای خصلت مند و معنادار است، و پدیدارشناسی راه و طریقی است که «رویکردش به چیزها مطابق همان طبیعتمندی ای است که از خود بروز می دهند، یعنی نه چونان موجوداتی جدا از هم، بلکه چونان تجلی های یک ذاتمندی یا طریقی از بودن که تنها در رابطه با دیگر طرق بودن قابل فهم بوده و در طی زمان مقاومت می کند، بی آنکه این ـ همانی خود را از دست بدهد» .(Norberg-Schulz, 2000, p.20)

می توایند مشخضات کتاب را در وبلاگ او در اینجا ببینید.

   + محمدرضا منعام ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

تجربه ای به نام دکتر علیرضا عندلیب

با شناخت قبلی با همسرم به سر کلاس او رفتیم البته شناختی یکسویه، چون دور را دور از او تعاریفی شنیده بودیم.با لهجه جالب اصفهانی شروع به صحبت کرد.با او درس سمینار داریم امیدوارم خوب از آب درآید.درس نوسازی بافت فرسوده هم با ایشان است.

ایشان سمت های زیادی در این نظام داشته اند از جمله در نوسازی شهر تهران و الان هم در نهاد طرح جامع.

در آخر در یک جمله به دل نشست.

   + محمدرضا منعام ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

گفت وگو اعتماد با محمد سعیدی کیا

منبع: اعتماد

«به مردم راست بگوییم.» این جمله و توصیه پایانی محمد سعیدی کیا وزیر سابق مسکن و شهرسازی دولت نهم به وزیر جدید است. حدود 10 روز پس از آنکه محمد سعیدی کیا از دولت جدید خداحافظی کرد با او در دفتر کار جدیدش که در یکی از اداره های زیرمجموعه بنیاد مسکن است دیدار کردیم. این سوال در ذهن مان بود که چرا سعیدی کیا این توصیه را به وزیر جدید کرد. آیا... اما سعیدی کیا همواره این تاکید را بر زبان می آورد که «مرا به حاشیه نکشانید.» با این حال او قول داد در یک فرصت مناسب تمام حقایق را بگوید. اما دلمان طاقت نیاورد که یک سوال را از او نپرسیم: «آیا اگر احمدی نژاد از شما می خواست حاضر به همکاری در دولت دهم با او بودید؟ » که او جواب داد: «از کجا معلوم که من دلم می خواست با او کار کنم؟»

ادامه مطلب
   + محمدرضا منعام ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()