سکونتگاهی برای همه

حس مکان در فضاهای شهری : قسمت دوم

حس مکان در فضاهای شهری : قسمت دوم

SENSE OF PLACE IN URBAN SPACE : PART TWO

 تعریف حس مکان

 حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم از محیط و احساسات کم و بیش آگاهانه آنها از محیط خود است که شخص را در ارتباطی درونی با محیط قرار می دهد ، به طوری که فهم و احساس فرد با زمینه معنایی محیط پیوند خورده و یکپارچه می شود . این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص می گردد . حس مکان علاوه بر این که موجب احساس راحتی از یک محیط می شود ، از مفاهیم فرهنگی مورد نظر مردم ، روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه در یک مکان مشخص حمایت کرده و باعث یادآوری تجارب گذشته و دست یابی به هویت برای افراد می شود .

 

 تعریف حس مکان از دیدگاه بزرگان علوم مختلف

 انسان شناس (ستا لو)

تعلق به مکان ورای تجربیات احساسی و قابل درک و شامل اعتقادات فرهنگی و فعالیت‌هایی است که انسان را به محیط پیوند می‌دهد.

 روانشناس (فریتز استیل)

روح مکان ترکیب ویژگی‌هایی که به یک موقعیت مکانی، شخصیت خاص می‌دهد.

 

 جغرافیدان (توان)

احترام به مکان زنجیر محکمی بین فرد و مکان است. تعهد به محیط حسی زیبایی شناسانه، لمس کردنی و احساسانه است.

  معمار منظر (جان جکسن)

حس مکان،‌ حسی است که فرد در نتیجه یک اتفاق یا سنت در درون خود می‌سازد و با حس بازیابی و خواندن دوباره وقایع،‌ نگهداری می‌شود.

 طراحی شهری و حس مکان

مطابق برخی تعاریف ، طراحی شهری ورای پرداختن به مقولات عملکردی – عینی ، با مدیریت کیفیات غیر محسوس محیط ( نظیر معانی مختلف محیطی ، خاطرات جمعی مرتبط با اماکن و حس مکان) و به طور کلی با تعیین کالبدی بخشیدن به فرهنگ جامعه سر و کار دارد. لوزانو معتقد است که طراحی ، خود یکی از مولفه های فرهنگ است و چنانچه طراحی شهری بر اساس درس هایی گرفته شده از گذشته ، و نیز مطابق با واقعیت های حال باشد ، قادر خواهد بود که نتها موجب ارتقای محیط انسان گردیده و درهای اجتماعی – اقتصادی را تسکین بخشد ، بلکه همچنین می تواند در تنظیم مجدد اهداف فرهنگی مان کمک نماید.برخی محققان ، نقش طراحی شهری را مدیریت حس مکان تعریف نموده اند.حس مکان ، هویت و کیفیاتی که منجر به منحصر به فرد بودن هر شهری برای خودش می گردد ، از جمله مقولاتی است که می بایست تحت عنوان کیفیات تجربی طراحی شهری در نظر گرفته شوند. از این رو موتلوچ می نویسد :

نقش یک طراح شهری خلاق و پاسخگو ، درک عناصری است که به شخصیت هر مکان کمک می نماید و متعاقبا ، خلق فرم هایی است که با خصوصیات منحصر به فرد آن مکان متناسب باشد.همچنین ، شناسایی ، بر طرف ساختن و یا تخفبف عناصری که حس مکان بودن را ضایع می سازند ،از دیگر نقش های طراحان شهری است. در واقع ، با انجام دادن این کارها ، طراح شهری عملا مدیریت حس مکان را بر عهده می گیرد.

 نوربرگ شولتز با اقتباس از نظرات هایدگر درباره ماهیت وجودی سکونت ، هدف از معماری را سکنی گزینی می داند و معتقد است که بشر وقتی سکنی می گزیند که بتواند خود را با یک محیط تطبیق داده و با آن همذات پنداری کند .

 

 

منابع قسمت اول و دوم :

  

  • پاکزاد ، جهانشاه(1385)"مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری"دبیر خانه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، تهران.
  • بمانیان،محمدرضا(1387)"پدیدارشناسی مکان"سازمان شهرداریها و دهیاری های کشور،تهران.
  • فلاحت، محمد صادق(1384)"نقش طرح کالبدی در حس مکان مسجد"مجله هنرهای زیبا،تهران.
  • قاسمی اصفهانی ،مروارید(1383)"اهل کجا هستیم؟(هویت بخشی به بافت های مسکونی)"انتشارات روزنه، تهران.

   + محمدرضا منعام ; ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()