سکونتگاهی برای همه

آیا اندیشه شهرسازی سیر دارد ؟

هومن فروغمند اعرابی در وبلاگ "نقدشهر" می نویسد :

سیر یا تحول ؟

امروزه روز نه شهر را مانند ۴٠ سال پیش می سازند و نه آن را مانند ٧٠ سال پیش درک می کنند، حتا انتظاری هم که از شهر طرح های شهری دارند مانند ٢٩ سال گذشته نیست، پس اگر شهر سازی اندیشه ای داشته باشد این اندیشه دچار تحول شده است اما آیا این تحول می تواند سیر باشد ؟!  قطعا سیر انقلاب نیست، یعنی اگر تحول شهرسازی دچار انقلاب شده باشد به معنی کامل کلمه یعنی روزه که با دیروزش نسبتی نداشته باشد آنگاه دیگر سیری مطرح نیست( هرچند این حادثه اساسا برای بشر ناممکن است چون اگر چنین انفلابی رخ دهد حافظه بشر به کل از میان می رود) اما اگر جوهره ای وجود داشته باشد که حوادثی آنرا تغییر دهند آن جوهره سیر کرده است، حال آیا تفکر شهرسازی یک جوهره است ؟!

کتاب سیر اندیشه های در شهرسازی که به ظاهر توسط دکتر پاکزاد نوشته شده است هرچند به تحولات شرایط زمان توجه دارد و لابد می داند که تفکر با زمان نسبت دارد و چه بسا زبان آن باشد، از مفهوم این سیر غافل شده است. اگر قرار است سیر اندیشه مشخص شود اول باید آن جوهره تعیین شود به عبارتی اگر قرار است معلوم شود که  در شهر سازی چه سیر فکری رخ داده اول باید حدود و ثغور این فکر تعین شود چه  تفکری در شهرسازی است و چه تفکری ازین در وارد نشده است؟!!

بررسی چهره های تفکر خیلی مهم است چون هنوز تفکر خارج از بشر رخ نداده است اما ازان مهمتر بررسی جریان ها و از آن مهم تر و در واقع زیربنایی تر بررسی موتور این تحولات است، وقتی کتاب شهرسازی تخییلات و واقعیات را می خوانیم  (هرچند عنوان تخیل در ترجمه بحث انگیز شده چه اوتوپی و آرمان را به تخیل ترجمه کردن کاری سوال برانگیز است و من نمی دانم آیا شهرسازی به معنی مدرن آن جایی برای تخیل خلاق دارد یا نه، به نحوی که این واژه در فرهنگ ایران معنا شده ) در ابتدا با این مفاهیم آشنا می شویم. این کتاب احتمالا بهترین کتابی است که در حال حاضر در بازار برای سیر تفکر شهرسازی پیدا می شود ، به دقت این تحول را گاهی در نویسنده ها گاهی در فلاسفه می بینیم ، اما کتابی که به اسم دکتر پاکزاد چاپ شده است این تفکر را مختص شهرسازان و معماران دیده است! حال  مثلا تفکر مارکس یا هایدگر بیشتر بر شهرسازی تاثیر داشت یا مثلا تفکر یان گل ؟!

در مقام نویسنده با منابع موجود برای نوشتن چنین کتابی با توجه به کتاب های نوشته شده زبان های دیگر لزوم نوشتن این کتاب چه بوده است؟ کجای علم شهرسازی دچار پیشرفت شد؟ آیا صرفا کار ترویج دانش مد نظر بوده است، که فلانی چه گفته و چه کرده؟ کاری که وظیفه روزنامه های و کتاب های ترویجی است؟!

تلاش برای برداشن سنگ بزرگ گاهی ناگوار تمام می شود، تفکر شهرسازی آنگونه که در کتاب شوای میبینیم سیر دارد و این سیر منطقی است اما اینگونه که در این کتاب دیده می شود گویا تفکر صنفی است و مخصوص شهرسازان! این برخورد برایمان آشناست این برخورد اخلاق حرفه ای اساتید است ، آنها می خواهند برای علم تعیین تکلیف کنند و برای صنف خود کسب اعتبار، انگیزه ای که احتمالا در تدوین این کتاب بی تاثیر نبوده است...

   + محمدرضا منعام ; ۱:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()